آنچه می خوانید، بخش دوم از سخنرانی حسین سلیمی با عنوان  «نهادینه شدن تئاتر به عنوان یک ضرورت اجتماعی؛ راهکارها و چالش ها» است که اسفندماه سال ۸۵ در مجموعۀ تئاترشهر ایفا شده است و به دلیل طولانی بودن، در سه بخش منتشر می شود.

سلیمی که در بخش نخست به ارتباط رابطۀ «آزادی» و «تئاتر» پرداخته است، از این منظر به نقد طرح مجدد «سازمان تئاتر» به عنوان «تنها راه پیش رو برای توسعۀ تئاتر ایران» می پردازد.

از دید او در برابر پیشنهاد شکل گیری «سازمان تئاتر» به عنوان یک ساختار متمرکز دولتی، پیشنهاد دیگری وجود دارد که می تواند ضمن کاهش تصدی گری دولت، با یک ساختار غیر متمرکز، متشکل از گروه های تئاتر و انجمن های غیردولتی، به رشد و بالندگی تئاتر منجر شود.

یک توضیح ضروری آنکه این سخنرانی پیش از انحلال انجمن نمایش صورت گرفته است. امید است که بازخوانی مجدد این سخنرانی، در کنار سخنان دیگر صاحبنظران، علاوه بر تأملی دوباره به چرایی انحلال «انجمن نمایش»، به تعمیق مباحث روزهای جاری در زمینۀ «سازمان تئاتر»، امکان ها توسعۀ تئاتر کشور و راه های پیش رو  کمک کند.

 

بخوانید: بخش نخست: رابطۀ «تئاتر» و «آزادی»

 

«نهادینه شدن تئاتر به عنوان یک ضرورت اجتماعی؛ راهکارها و چالش ها»

بخش دوم: لزوم دگرگونی ساختار سازمانی

 

حسین سلیمی: عامل دومی که در شرایط امروز و در حوزۀ نهادینۀ کردن تئاتر، باید مورد توجه قرار بگیرد، لزوم «دگرگونی ساختار سازمانی» در ادارۀ تئاتر کشور است.

این مسئله‌ای است که به آن بسیار کم فکر شده و یا حتی تا به حال به آن از زاویۀ درست فکر نشده است، حتی در مدیریت دوران خودم که فعالیت های روزمره و هجوم کارهای مختلف به یک‌باره چند برابر شد و فعالیت‌ها به صورتی درآمد که اجازۀ این کار را نداد.

 یک‌بار هم در دوران آقای منتظری به این ماجرا فکر شد Ú©Ù‡ به یک راه حلی با شرایط آن روز، یعنی شرایط اواخر دهۀ Û¶Û°ØŒ رسیدند. از آن موقع تا حالا، این موضوع را به عنوان «تنها راه حل مشکل سازمانی Ùˆ ساختاری اداره تئاتر» Ù…ÛŒ بینند Ùˆ دائم تکرارش می‌کنند. همین چند ماه پیش (این سخنرانی در اسفند سال Û¸Ûµ انجام شده است) دیدم Ú©Ù‡ دوباره، هم خود آقای منتظری Ùˆ هم بعضی از هنرمندان Ùˆ دوستان گردانندۀ خانه تئاتر، به آن اشاره کردند. می‌گویند: “تنها راه ما ایجاد یک «سازمان تئاتر» است Ú©Ù‡ اسم آن «سازمان هنرهای نمایشی جمهوری اسلامی ایران» باشد”ØŒ یعنی تغییر دادن اوضاع «ساختاری اداری» فعلی در حوزۀ نمایش، Ú©Ù‡ قبلاً «مرکز هنرهای نمایشی» بود Ùˆ الان «اداره Ú©Ù„ نمایشی» شده است، به سازمان هنرهای نمایشی. این را به عنوان «تنهاترین راه» می‌دانند.

معتقدم این طرح برای زمان خودش (اواخر دهۀ ۶۰) طرح خوبی بوده است، ولی معتقدم این طرح تأسیس سازمان تئاتر، الان بسیار مضر است و اصلاً نباید پیگیری شود.

 خب «سازمان تئاتر» به چه معناست؟ به این معناست که در قدم اول انجمن‌های نمایش کنار گذاشته شوند (این سخنرانی مربوط به پیش از انحلال انجمن نمایش است) و بعد هم مرکز هنرهای نمایشی، و یک «سازمان» تشکیل شود.

  سازمان‌ها، یک ساختار دولتی هستند که اختیارات بسیار زیادی در اداره مسائل مربوط به سازمان دارند و مثل اداره‌های کل و اداره‌های معمولی نیستند که برای هر فعالیت کوچک باید هزاران پیچ و خم اداری را طی کنند تا بتوانند تصمیم بگیرند که یک بودجه را تخصیص بدهند یا یک سالن را تعمیر کنند و یا یک کاری انجام بدهند. سازمان‌ها چون هیئت امنا دارند خود آن‌ها می‌توانند تصمیم بگیرند و هرجوری که خواستند بودجه‌ها را تقسیم یا هزینه بکنند و این دست مدیر سازمان را باز می‌کند. در آن زمان (اواخر دهۀ ۶۰) این طراحی بر اساس این بود که اگر سازمانی طراحی بشود، دست مدیران را باز می‌کند تا راحت‌تر بودجه بگیرند و هزینه کنند و تعداد زیادی از سالن‌هایی را که در شهرستان‌ها در اختیار ارشاد است، مستقیم زیر پوشش سازمان هنرهای نمایشی بیاورند. برای شرایط خودش آن زمان هم این طرح بسیار خوب بود.

 ولی الان، به نظر من طرح «سازمان تئاتر» به‌شدت برای تئاتر کشور مضر است، چون تأسیس یک سازمان مقتدر، که در رأس تئاتر کشور قرار بگیرد، به معنای هرچه بیشتر «دولتی شدن» تئاتر است.

تأسیس یک «سازمان» مقتدر، که در رأس تئاتر کشور قرار بگیرد، به معنای هرچه بیشتر «دولتی شدن» تئاتر است.

  پیشنهاد من این است که ما باید تا هرجا که می توانیم هنر تئاتر را، به لحاظ سازمانی و نهادی، به سمت غیردولتی شدن ببریم.

 در حالی که پیشنهاد من این است که ما باید تا هرجا که می توانیم هنر تئاتر را، به لحاظ سازمانی و نهادی، به سمت غیردولتی شدن ببریم. من در ابتدا تردید داشتم کلمۀ «خصوصی شدن» را بگویم، چون تا نام «تئاتر خصوصی» می‌آید همه فکر می‌کنند که در آن هنرمندها باید هزینه تئاتر را خودشان دربیاورند. من «تئاتر خصوصی» را که به کار می‌برم، به معنای ساختار اداری غیردولتی است.

معتقد هستم در حال حاضر اتفاقاً جریان عمومی در تعریف تشکیلات در نظام اداری، به این سمت پیش می‌رود، یعنی باید در جهت کاهش تصدی‌گری دولت حرکت ‌کند. در حوزۀ تئاتر، ما زمینه‌های لازم را داریم که تصدی گری دولت در مسائل تئاتری به حداقل برسد و دیگر تئاتر کشور همه‌اش در اختیار «یک رئیس» نباشد؛ رئیسی که اگر خوب باشد تئاتر کشور بالا می‌رود و یا اگر بد باشد تئاتر کشور را به زمین می‌زند، همه‌اش این‌گونه نباشد. واقعاً ما به رئیس و امپراتور تئاتر نیاز نداریم. تا به حال هم رئیس مرکز در دوره‌های طولانی، امپراتور تئاتر بوده است.

ما باید به سمتی برویم که تئاتر دیگر امپراتور نداشته باشد و بودجه و ساختار تشکیلاتی به گونه‌ای نهادینه‌ شده باشد که دیگر نشود کسی را با سفارش به حوزۀ مدیریتی تئاتر وارد، یا از این حوزه حذف کرد.

ما باید به سمتی برویم که تئاتر دیگر امپراتور نداشته باشد و بودجه و ساختار تشکیلاتی به گونه‌ای نهادینه‌ شده باشد که دیگر نشود کسی را با سفارش به حوزۀ مدیریتی تئاتر وارد، یا از این حوزه حذف کرد.

 چگونه؟! با ساختاری غیر متمرکزی که الان زیربنای آن وجود دارد و آن می تواند ساختاری مشابه انجمن‌های نمایشی باشد. انجمن‌های نمایشی که از نظر اصولی، بخش خصوصی محسوب می‌شوند. یعنی هیئت امنا دارند و کل بودجۀ تئاتر کشور علی القاعده باید کمک دولت به انجمن نمایش به عنوان بخش خصوصی باشد. ولی این فقط ظاهر امر است. در تمام این سال ها بیشتر اختیارات مالی/اداری رییس مرکز هنرهای نمایشی به خاطر ریاست بر مرکز هنرهای نمایشی نبوده است، بلکه به دلیل ریاست اش بر هیئت امنای انجمن نمایش بوده است؛ تمام دستورهای مالی، تمام دستورهای پرداخت، تمام قدرت مالی و قدرت استخدام کردن و نکردن، آوردن یک نمایش و حذف یک نمایش دیگر، به دلیل ریاست بر هیئت امنای انجمن نمایش است، که می توانست چنین نباشد. منتها چون در اساسنامۀ انجمن نمایش آمده است که رئیس مرکز، رئیس هیئت امنای انجمن است، به‌طور اتوماتیک این اختیارات به یک فرد در دولت داده می‌شود.

 پیشنهاد می‌کنم که انجمن‌های نمایش به عنوان نمونه ای از ساختارهای مستقل بالقوه، تبدیل به ساختارهای مستقل بشوند؛ ساختار مستقلی که دست خود هنرمندان باشد و توسط آن‌ها اداره شود و بودجه هم به آن‌ها داده شود تا بر اساس تصمیم‌گیری‌های خودشان، آن را هزینه کنند.

 

هنر نمایش در اکثر دنیا از دولت کمک مالی می‌گیرد. من شاید به‌طور مشخص ده تا پانزده کشور دنیا را، به جز آمریکا، دیده‌ام و ساختار تئاتر آن‌ها را مورد مطالعه قرار داده‌ام. در همۀ این کشورها تئاتر از دولت یا شهرداری، از یک منبع عمومی، کمک می‌گیرند. تئاتر کمک می‌گیرد، ولی توسط دولت اداره نمی‌شود.

 هنر نمایش در اکثر دنیا از دولت کمک مالی می‌گیرد. من شاید به‌طور مشخص ده تا پانزده کشور دنیا را، به جز آمریکا، دیده‌ام و ساختار تئاتر آن‌ها را مورد مطالعه قرار داده‌ام. در همۀ این کشورها تئاتر از دولت یا شهرداری، از یک منبع عمومی، کمک می‌گیرند. تئاتر کمک می‌گیرد، ولی توسط دولت اداره نمی‌شود.

 بسیاری از مواقع رئیس مرکز هنرهای نمایشی ایران که می‌خواهد با همتای خودش در خارج ملاقات کند، در واقع همتایی ندارد، چون در خیلی جاها شحصی به عنوان «رئیس تئاتر» نداریم. چون در کشورهای دیگر تئاتر در دست افراد و خصوصی است. از امکانات دولت استفاده می‌کنند، ولی خصوصی است.

 

بسیاری از مواقع رئیس مرکز هنرهای نمایشی ایران که می‌خواهد با همتای خودش در خارج ملاقات کند، در واقع همتایی ندارد، چون در خیلی جاها شحصی به عنوان «رئیس تئاتر» نداریم. چون در کشورهای دیگر تئاتر در دست افراد و خصوصی است. از امکانات دولت استفاده می‌کنند، ولی خصوصی است.

 من معتقدم این کار در ایران کاملاً شدنی است، و حتی با همین بودجه و امکانات فعلی امکان‌پذیر است. مثال می‌زنم. در کشوری مثل آلمان و فرانسه گروه‌های نمایشی پیدا می‌شوند و ‌این‌ها یک مکانی را برای اجرای نمایش گروهشان پیدا می‌کنند که حالا ممکن است حتی زیرزمین یک رستوران باشد و یا یک سالن متروکه، یا مثل سالن پیتربروک یک تعمیرگاه آتش‌گرفته باشد که تعمیرش هم نکرده‌اند و همان‌طور به شکل سوخته آن را نگه داشته‌اند. یک مکانی را پیدا می‌کنند، مکان‌هایی که عمدتاً کسی از آن استفاده نمی‌کند و گروه تئاتر، خودشان آنجا را راه‌اندازی می‌کنند و شهرداری، دولت و نهادهای مختلف هم برای این کار به این‌ها کمک مالی می‌کنند.

همان‌طور که مرکز هنرهای نمایشی، الان (سال ۸۵) به اجراهای درون تئاترشهر کمک مالی می‌کند، و در موارد خاصی کمک‌های مالی کلان هم می‌کند، این کمک‌های مالی را می‌توانند به خود گروه‌ها بدهند و یا به انجمن‌های نمایشی اختصاص بدهند که گروه‌های خود را تشکیل ‌دهند و در جاهای مختلف  تئاتر تولید کنند و مخاطب را خودشان به وجود بیاورند، اجراهای خود را سازمان‌دهی کنند و نیروهای خود را از جاهای مختلف جذب کنند.

همان‌طور که مرکز هنرهای نمایشی، الان به اجراهای درون تئاترشهر کمک مالی می‌کند،  این کمک‌های مالی را می‌توانند به خود گروه‌ها بکند و یا به انجمن‌های نمایشی اختصاص بدهند که گروه‌های خود را تشکیل ‌دهند و در جاهای مختلف  تئاتر تولید کنند و مخاطب را خودشان به وجود بیاورند، اجراهای خود را سازمان‌دهی کنند و نیروهای خود را از جاهای مختلف جذب کنند.

سوبسید سالیانه‌ایی که برای اجراهای نمایش در تئاتر شهر (سال ۸۵) پرداخت می‌شود بالای یک میلیارد تومان است. اگر صد گروه نمایشی در جاهای مختلف کشور به وجود بیاید که این‌ها مکان‌هایی برای اجرا پیدا کنند و درآمد آن مکان‌ها متعلق خود گروه باشد و این‌ها سالی ده تا پانزده میلیون تومان از مرکز هنرهای نمایشی، سوبسید بگیرند، صد پایگاه نمایشی به وجود خواهد آمد.

این موضوع امکان‌پذیر است. ما در شرایطی زندگی می‌کنیم که به بعضی از انجمن‌های نمایش، در نقاطی کشور که ممکن است بیش از دویست عضو داشته باشند، در سال دو تا سه میلیون کمک مالی می کنیم، این‌ها با آن بودجه یک سال را سپری می کنند. بنابراین، اگر مدل  ساختاری انجمن نمایش را به حالت واقعی خودش دربیاوریم و از حالت سایه‌ای و شکل ابزاری در دست مدیران کل در شهرستان‌ها، یا مدیران مرکز هنرهای نمایشی در تهران برای انجام دادن فعالیت‌های دولتی خودشان، خارج کنیم، می توانند هویت واقعی خودشان را بگیرند و گروه‌های واقعی تشکیل بدهند و در جاهای مختلف شروع به فعالیت بکنند و با تقسیم‌بندی درست همین بودجۀ موجود، امکان نهادینه کردن تئاتر به وجود می‌آید.

 آن‌وقت است که این تئاتر، امکان نهادینه شدن دارد. یعنی بودجه‌ای که در وزارت ارشاد تصویب می‌شود فقط خرج تئاترشهر و جشنواره فجر و چند جشنوارۀ دیگر نخواهد شد. بلکه در این ساختار غیر متمرکز همان بودجه، صرف نهادینه شدن تئاتر در لابه‌لای جامعه ایران می‌شود.

با تقسیم‌بندی درست همین بودجۀ موجود، امکان نهادینه کردن تئاتر به وجود می‌آید.

 آن‌وقت است که این تئاتر، امکان نهادینه شدن دارد. یعنی بودجه‌ای که در وزارت ارشاد تصویب می‌شود فقط خرج تئاترشهر و جشنواره فجر و چند جشنوارۀ دیگر نخواهد شد. بلکه در این ساختار غیر متمرکز همان بودجه، صرف نهادینه شدن تئاتر در لابه‌لای جامعه ایران می‌شود.

 آن روز شما می بینید که تئاترها در گروه‌های مختلف، در شهر های مختلف، در محلات مختلف شروع به سر برآوردن می‌کنند. یک‌بار که من همین طرح را برای یکی دو تا گروه جوان گفتم، دیدیم که وقتی گروه جوانی احساس امنیت کرد و در یک مکان نیمه‌ متروک و خصوصی نمایشی را به شکل دوره ای اجرا کرد، چهل شب نمایش را اجرا کرد، هم درآمد کسب کرد و هم مخاطب داشت و هیچ‌گونه تابلو و اعلان هم نداشت.

این کار، تئاتر را به میان مردم می‌برد و نیروهای فراوانی را که از آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌های تئاتر خارج می‌شوند به خودش جذب می‌کند. این‌ها، می توانند به جای یک سوبسید مختصری که فکر می کنند برای یک اجرا در تئاترشهر گرفته‌اند، سالن‌هایی را برای خودشان درست کنند. این ها با سوبسیدی که از برای اجرا در تئاترشهر می‌گیرند، می‌توانند یک سال خودشان را در یک سالن تئاتری اداره کنند و دائماً هم اجرا داشته باشند.

برخلاف آنچه که خیلی ها فکر می کنند، مشکل تئاتر در بحث بودجه نیست.

برخلاف آنچه که خیلی ها فکر می کنند، مشکل تئاتر در بحث بودجه نیست. بودجه‌ایی که الان برای تئاتر وجود دارد بودجۀ کمی نیست. مدیرکل نمایشی در ابتدای سال ۸۵ رقم آن را بیش از هفت میلیارد تومان را اعلام کرد. برای اینکه بتوانید مقایسه ای بکنید، در سال ۷۶ که تئاتر به لحاظ افزایش آماری فعالیت ها و حجم اجراهای نمایشی و آمار مخاطب در اوج خودش بود، خیلی زحمت کشیده شد و بودجۀ تئاتر از دویست میلیون تومان تازه به چهارصد میلیون تومان رسید؛ یعنی یک دوازدهم وضعیت فعلی بود. این مال هشت نه سال پیش است.

 در دوران اوایل انقلاب، که باز به یاد دارید که تئاتر در دوران اوج خضور خودش بود، بودجه هنرهای نمایشی مساوی با «صفر» بود؛ یعنی «هیچ»، ولی تئاتر به اوج شکوفایی رسید.

 

اطلاعات و محاسبه من نشان می‌دهد ‌در سال گذشته اگر پنج میلیارد تومان بودجه به تئاتر کشور تخصیص داده شده باشد تقریباً بیش از شصت درصد آن صرف دو هزینه شده است؛‌ سوبسید تئاترشهر و جشنوارۀ تئاتر فجر.

 اطلاعات و محاسبه من نشان می‌دهد ‌در سال گذشته اگر پنج میلیارد تومان بودجه به تئاتر کشور تخصیص داده شده باشد تقریباً بیش از شصت درصد آن صرف دو هزینه شده است؛‌ سوبسید تئاترشهر و جشنوارۀ تئاتر فجر. و ما می‌دانیم که مصرف‌کنندگان این دو حوزه، مصرف‌کنندگان بسیار محدودی هستند. درحالی‌که اگر این بودجه، برای احیا و فعال سازی ساختار انجمن‌های نمایش و تبدیل آن‌ها به نهادهای واقعی و کانالیزه کردن همین بودجه صرف شود، تئاتر می‌تواند چه فعالیت بسیار گسترده ای را به وجود بیاورد.

فرض کنید (در سال ۸۵) یک گروه جوان کوچک در تهران سالن کوچکی را پیدا کند و یک میلیون تومان اجاره آن را بدهد و یک میلیون تومان هم هزینه‌های دیگری در کنار آن داشته باشد، سالی ۲۴ میلیون تومان کل هزینه‌اش خواهد بود. فرض کنید حتی هیچ درآمدی هم نداشته باشد، که حتماً خواهد داشت، این گروه جوان که همه‌چیز و اداره آن سالن را بر عهدۀ خودش خواهد گرفت، برای یک سال فعالیت اش ۲۴ میلیون تومان سوبسید سالیانه خواهد داشت؛ یعنی به اندازۀ سوبسید «یک نمایش» که در همین سالن چهارسو اجرا می‌شود. با این پول یک گروه را برای در یک سال با هزینه‌های تهران و انجمن نمایش بسیاری از شهرستان‌ها را می‌توان احیا کرد. این مثال را برای این زدم تا احساس نشود که شعار می‌دهم.

 

فرض کنید (در سال ۸۵) یک گروه جوان کوچک در تهران سالن کوچکی را پیدا کند و یک میلیون تومان اجاره آن را بدهد و یک میلیون تومان هم هزینه‌های دیگری در کنار آن داشته باشد، سالی ۲۴ میلیون تومان کل هزینه‌اش خواهد بود.

فرض کنید حتی هیچ درآمدی هم نداشته باشد، که حتماً خواهد داشت، این گروه جوان که همه‌چیز و اداره آن سالن بر عهدۀ خودش خواهد گرفت، برای «یک سال» فعالیت اش ۲۴ میلیون تومان سوبسید سالیانه خواهد داشت؛ و این یعنی به اندازۀ سوبسید «یک نمایش» که در همین سالن چهارسو اجرا می‌شود.

 

 

این حرف ها بر اساس تجربه‌ اجرایی من است و در وضعیت فعلی هم کاملاً قابل اجراست و می‌تواند حتی شرایطی به وجود بیاورد که ما احساس کمبود هنرمند کنیم. نه اینکه به دانشگاه‌ها بگوییم چرا این‌قدر نیرو تربیت می‌کنید؟! بلکه از آن‌ها گلایه کنیم که چرا کم نیرو به بازار هنر می‌فرستید؟

جامعۀ ما، جامعه‌ای است که به‌شدت برای به پر کردن اوقات فراغت، مخصوصاً با کالاهای بدیع هنری، دچار کمبود و مشکل دار است و  تئاتر می تواند در این زمینه کمک کند.

 

بخوانید: بخش سوم: امکان تکثیر و گسترش فضاها و مکان های اجرای نمایش

بیشـتر بخـوانیـد:

«خشکسالی و دروغ» تا اطلاع ثانوی توقیف شد
نامۀ «عزت الله انتظامی» به مسئولان؛ «خانۀ ما را ویران نکنید»
معرفی کتاب: «سه روز باران» نوشتۀ «ریچارد گرینبرگ»
گزارشی از نشست خبری نمایش «ایوانف» در شیراز
پیام سیُمین سالگردِ «روز جهانی رقص»
مقاله ای از «مارتین اسلین» دربارۀ «فردریک دورنمات»؛ بخش دوم
فراز و نشیبِ «تئاتر دانشگاهی» (1) ؛ این جاده یک طرفه می شود
فراز و نشیبِ «تئاتر دانشگاهی»(4)؛محافظه کار چون «تئاترِ رسمی»
پیام «داریو فو» برای «روز جهانی تئاتر» در سال 2013